تبليغاتX
فلسفه های لاجوردی

یا لطیف

 

صبح زود وقتی هنوز آفتاب طلوع نکرده از خواب ناز بیدار میشی

 

بعد از رختخواب گرمت بیرون می آیی .خودتو برای یه روز پر کار

 

از7:30صبح تا 6 بعد از ظهر آماده می کنی.توی خیابونم کلی توی

 

ترافیک اول صبح مدارس ،ادارات ،دانشگاها و... می مونی .......

 

خلاصه به جا ی7:30 ساعت 8 میرسی تازه میبینی که استاد با دو تا

 

دانشجو سر کلاس هستند ....اون وقته که ازاین که او ن موقع رسیدی

 

زیادم ناراحت نمیشی.

 

خلاصه کلاس های خسته کننده یکی یکی میگذره تا میرسیم به کلاس

 

آخری که دیکته گرامر2 اون هم دو ساعت اخر یعنی عمق فاجعه

 

البته استاد شوخی داریم که خستگی زیاد بهمون فشار نمی آورد.

 

خلاصه با کلی خواهش، استاد کلاس رو 5 دقیقه زود تر تعطیل می کنه

 

که من مطمئنم از ترس مسئولین دانشگاه است نه از ترس این که

 

مبادا پولی که میگره یه وقت حلال نباشه....!

 

به هر حال از کلاس میزنی بیرون از اونجایی که ماشین شخصی نداری

 

باید با وسایل نقلیه عمومی بری خونه.

 

تا میدون تجریش پیاده گز می کنی.بعد سوار وسایل نقلیه عمومی میشی

 

حالا تاکسی یا اتوبوس فرقی نداره...بعد ترافیک 20تا 30 دقیقه ای

 

گاهی هم 45 دقیقه ای میدون تجریش تا پارک وی. بقیه مسیر هم بهتر نیست

 

خلاصه در اخر پشت یه چراغ قرمزی می مونی که به نظر من باید جوک سال

 

بشه..وقتی برای رد شدن 60 ،70 تا ماشین چراغ سبز 30 ثانیه باشه و برای

 

عبور 2 تا 5 یا شایدم 10 ماشین چراغ سبز 90 تا 120 ثانیه شما راجع

 

به راهنمایی و رانندگی چه فکری می کنید؟از طرز چیدمان خطوط اتوبوسرانی

 

هم که حرفی نمیزنم چون می ترسم ا زخنده روده بر بشید.

 

خوب حالا میرسیم نزدیک خونه دیگه راهی نمونده جز عبور از یک پل هوایی

 

که دو برابر پل های هوایی معموله اگه مشکلی نباشه از اون که رد بشی دیگه اخر

 

خطه میرسی به خونه ....یه چیزی میخوری و بعد هم ساعت 9 یا 10 ولو میشی توی

 

رختخوابی که صبح به سختی اونو ترک کردی.به این ترتیب یه روز پر مشغله به

 

پایان میرسه .شاید از حسن دو روز توی هفته کلاس داشتن باشه که هر روز

 

با معزل اجتماعی ترافیک رو به رو نمیشی.

 

امید وارم هر چه زودتر یه فکری به حال این خیابونای تهران بکنند چون

 

با این وضع تولید خودرو در ایران و ورود خودرو از خارج اگه فکری

 

به حال تهران نشه چند سال دیگه تهرون میشه بزرگ ترین پارکینگ دنیا

 

که فقط باید ماشین توش پارک کنند.البته از معزلات ومشکلات تهران و

 

در بعد بزرگ تر ایران حرف زیاده و به قولی مثنوی هفتاد من ورقه

 

با حرف های من یا دیگران هم چیزی درست نمیشه .برای ایران باید

 

فکری اساسی کرد.

 

اول که شروع کردم فکر نمی کردم حرفام سیاسی بشه.

 

بی خیال ببخشید امروز زیاد وقتتون رو گرفتم.

 

همیشه شاد زی.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سميرا در چهارشنبه هشتم آذر 1385 و ساعت 9:49 |