یا لطیف
هر چند می خوام دلتنگی هام رو به دست باد بسپارم
و خودم را ازاین بغض های دیرینه رها کنم...
ولی این بغض های فرو خورده چون سیلاب
فرو می ریزند و بنیان روزها وشبهای مرا ویران
می کنند...............!
هرچند تلاش می کنم که به تو برسم ولی
هر لحظه از تو دورتر می شوم!!!!!!
و در این آشفته بازار زندگی ،
تنها به تو می اندیشم که تنها تکیه گاه بی کسی هام،
تنها پناه خستگی هام و تنها مرهم زخم های دلم هستی.......
پ.ن: شاید این آشفته بازار روزی به بهشتی مبدل شود که
وعده اش را داده اند!
شاید!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده توسط سميرا در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 و ساعت
11:29 |

